close
تبلیغات در اینترنت
جملات عاشقانه و غمگین

آیا میدانید؟ ایا میدانید :
خاطرات تنهایی خاطرات تنهایی

جملات عاشقانه و غمگین




جملات عاشقانه و غمگین

دستاشو مشت کرده بود.

پرسیدم توی مشتت چیه؟!

گفت :خودت نگاه کن!!!

دستاشو گرفتم و آروم باز کردم... توی دستاش چیزی نبود!

گفتم :چیزی نیست که؟!

دستامو که توی دستاش بود فشرد و گفت :نبود ولی حالا هست!

دستام گرم شد و اون لبخند زد...

.

.

.

.

عشق تو شوخي زيبايي بود که خداوند با قلب من کرد !

زيبا بود امّا ... شوخي بود ! ... ...

حالا . . .

تو بي تقصيري !

خداي تو هم بي تقصير است !

من تاوان اشتباه خود را پس ميدهم . . . !

تمام اين تنهايي تاوان « جدّي گرفتن آن شوخي » است....

.

.

.

.

هی فلانی

هوای برگرداندنت را دارم

هرجا که دلت میخواهد برو

فقط آرزو می کنم

وقتی دوباره هوای من به سرت زد؛

آنقدر دلت بگیرد

که با هزار شب گریه

باز هم آرام نگیری...!!!

.

.

.

.

حــوصــله ام بـــرفــی سـت !

بــا یـک عــالــمه قنـــدیـــل ِ دلتـــنگی ،

از گــوشـه ی دلــــم آویـــــزان !

آهــــای !

کـــافــی ســت کمــی “هــا” کنــید ،

تـــا کــه “آب” شــــوم !

.

.

.

.

برف و بارون نمیتونن من و از تو دور کنن...

صدسال توی راه موندن...

یه لحظه ست وقتی باتوام...

.

.

.

.

شک نکن...

آینده ای خواهم ساخت که گذشته ام جلویش زانوبزند.....!

قرارنیست من هم دل کسی را بسوزانم...

برعکس کسی را که وارد زندگیم میشود آنقدر خوشبخت میکنم

که به هرروزی که که به جای او نیستی به خودت لعنت بفرستی.....

.

.

.

.

قطار می رود...

تو می روی...

تمام ایستگاه میرود...

و من چقدر ساد ام.. که سال های سال...

در انتظار تو...

کنار این قطار رفته ایستاده ام ...

و همجنان...

به نرده های ایستگاه رفته...

تکیه داده ام!

.

.

.

.

ﻣــــﯽ ﮔــــﻮﯾــﻨــﺪ ﺳـــــﺎﺩﻩ ﺍﻡ ....

ﻣـــﯽ ﮔـــﻮﯾـــﻨـــﺪ ﺗــــﻮ ﻣــــﺮﺍ ﺑﺎﯾــﮏ ﺟﻤـــــﻠـــﻪ ﯾـــﮏ ﻟﺒـــــﺨـﻨـــﺪ ﺑــﻪ ﺑــﺎﺯﯼ ﻣﯿـــــﮕﯿــــﺮﯼ

ﻣــــــﯽﮔـــــﻮﯾﻨــــﺪ ﺗـــﺮﻓﻨــﺪﻫـــﺍﯾﺖ، ﺷـــﯿﻄﻨـــﺖ ﻫــــﺎﯾﺖ ﻭ ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯾـــﺖﺭﺍ ﻧﻤــــﯽ ﻓﻬﻤــــﻢ

ﻣــــــﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﺳــــﺎﺩﻩﺍﻡ ....

ﺍﻣﺎ ﺗـــــﻮ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻦ ﻣـکــــــﻦ فقط دوستت دﺍﺭﻡ، ﻫﻤﯿـــــــــﻦ !!!!

ﻭﺁﻧــــﻬﺎ ﺍﯾــــﻦ ﺭﺍ ﻧﻤـــــــﯽﻓــــﻬﻤﻨــــﺪ .

.

.

.

.

با چشمای پر از اشکم بهت راهو نشون دادم...

خودم گفتم برو اما به پاهای تو افتادم...

تو آسون رد شدی رفتی تو کوران غم و سختی...

منم رفتم پی کارم تو هم دنبال خوشبختی...

.

.

.

.

دترین قسمت عشق اینه که بشینی یه گوشه و با لبخند،شروع کنی به مرور همه خاطراتتون از اول آشنایی.....

ولی وقتی رسیدی به آخرین خاطرات....

چشات گریون باشه و نتونی به این سوال جواب بدی که:

آخه چرا اینجوری تموم شد؟؟؟..........

.

.

.

.

دُختـَرے نیسـتـَم کـه هـَرزگـــے کـُنـَم! زنـانگــے وَ مـُـحَـبـَتم را بـا هـَر مــردے تقسـیم نمـے کنم

عـشـقَم تنها خــاص ِ یکـــ نـفر اَســت غـَرق ِ عـــــشــــــق خواهــم کرد

آنکه خاص ِ من است طــورے کـه بـــے نیاز شـود از عـشق، ســیرابــ شـود از زندگـــے ...

تا جــان به در بـَرَم، آغوشـَم تنها سـَهم اوسـتــــ

.

.

.

.

آن روز که همدیگر را یافتیم ؛ یافتنمان هنر نبود ! هنر این است ؛ همدیگر را گم نکنیم …!

.

.

.

.

عاشق اسمم می شوم وقتی; تو صدایم می کنی . . .

ما به هم نمی رسیم امّا بهترین غریبه ات می مانم که تو را همیشه دوست خواهد داشت . .

.

.

.

.

می خواهم از تو بنویسم برای تو که در تمام لحظاتم وجود داری…

خنده هایم برای توست با تو بودن مرا شاد می کند…

و بی تو بودن مرا گریان…

تو با من هستی در حالی که در کنارم نیستی…

تو با منی چون در قلب منی.قلبم را با دنیا عوض نمی کنم…

چون تو در آنی و من تنها تو را دوست دارم…

.

.

.

.

عشق من بهترینم:

همیشه با تو بوده ام با تو نفس کشیده ام ،

با چشمان تو دیده ام, مرا از تو گریزی نیست,

چنان که روح را از جسم و زمین را از آسمان و چنان با آن زیسته ام

که باور کرده ام دلیل بودن من تو هستی تنها تو ...

.

.

.

.

من آن نیَم که حلال از حرام نشناسم شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام ...

.

.

.

.

بــــــــدان "حــــــوای" کسی نـــــمی شــوم که به "هــــــوای" دیگری برود...

تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد....

روح خـــداست که در مــــــن دمیـــده شده و احســـــاس نام گرفته ارزان نمی فروشمش ....

دستــــــهایم بــالیـــن کـــودک فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــر کس نمی سپارمش...

آری!!!! من یک دختر ایرانی ام

.

.

.

.

شاید حق بادیگران باشه من بد اخلاقم شاید راست میگن

من مغرورم شاید حق با اون هاس من سنگ دلم شاید

واقعا من بدم!!

اما برای دیگران!! برای کسی که دوستش دارم

خوش اخلاق و متینم, غروری ندارم , صبورم و قلبی رئوف دارم.

.

.

.

.

دلم میگوید توهم مرا می خواهی ولی عقلم قبول نمیکند،

ولی باز دلم اسرار میکند که توهم مرا می خواهد.

ای کاش دلم روسفید شود و تو هم مرا بخواهی.(عاشقم باشی،دوستم داشته باشی)

.

.

.

.

 ابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني.

ــ نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟

- نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم.

.

.

.

.

 كمتر اي مونس جان بر من ديوانه بخند ...

كه در اين دشت جنون عاق و ديوانه يكيست...

.

.

.

.

او رفت و ماندم درقفس 
يا رب به فريادم برس،

شد سرنوشتم عاقبت بازيچه دست هوس،

امشب كه مستم مست مست داغي نهادم

پشت دست تا نقش نابودى كشم بر آنچه بود 
و آنچه هست،

صحرا به صحرا كوه به كوه هرجا گذر كردى بگو :


*پايان عشق بیگانگیست عاشق شدن دیوانگیست 

.

.

.

.

 از تو اي عشق در اين دل چه شررها دارم

يادگار از تو چه شب ها چه سفر ها دارم

با تو اي راهـــــزن دل چه سفر ها دارم

گرچه از خود خبرم نيست خبرها دارم

تو مرا والـــــه و آشفته و رسوا كردي

تو مرا غافل از انديشه فردا كردي

آري اي عشق تو بودي كه فريبم دادي

دل سودا زده ام را به حبيبم دادي

.

.

.

.

 من ...

احساسم را براى تو به حراج ميگذارم ...

فقط براى تو ...

به هر قيمتى که تو بخواهى ...

به قيمت يک بوسه ...

يک آغوش ...

يک نوازش ...

يک عاشقانه ...

و یا حتى يک نگاه ..!!

تو ...

هرچه بپردازى باز هم من سود کرده ام ...

.

.

.

.

در کتاب عشق من زیبا ترین معنا تویی/من چگونه در کتاب عشق تو معنا شوم؟

از تو گفتن کار هرکس نیست ای بالاترین/من برای گفتنت باید که مولانا شوم!!

.

.

.

.

می بویم گیسوانت را...

تا فرشته ها حسودی کنند.

شانه می زنم موهایت را...

تا حوری ها سرک بکشند از بهشت برای تماشا.

شعر می گویم برای تو...

تا کلمات کیف کنند...

مست شوند...

بمیرند...

.

.

.

.

نویسنده : وحیــــــℒℴνℯــد | تاریخ : شنبه 02 خرداد 1394 | بازدید ها : 297 بار