close
تبلیغات در اینترنت
الهه ی عشق

آیا میدانید؟ ایا میدانید :
خاطرات تنهایی خاطرات تنهایی

الهه ی عشق




اول اینکه عاشقانه دوستت دارم.

دوم اینکه عاشقانه می پرستمت.

سوم اینکه عاشقانه می میرمت برات.

چهارم اینکه الهه ی منی تا ابد.

من با یک نگاه تو جون می گرفتم. با صدای تو نفس می گرفتم.

می دونم این حرفا رو می فهمی. چون عشقمو باور کردی...

دیدی که به خاطر آینده تو از خودم گذشتم...

می دونم تو هم مثل خودم دل خوشی از این روزگار نداری...

اصلا از همون روز اول هستی من وتو واسه هم ساخته نشده بودیم

فقط خودمونو گول میزدیم که یک روزی روز یکی شدنه... مگه نه؟

خوب این از شدت عشق زیاده.عشقی که دو سال در قلبم ریشه زد.

ولی هیچ وقت اون جوری که می خواستم قد نکشید...

اگه بخوام توصیف کنم عشقمونو میگم: ما دو کبوترعاشقیم...

ولی در دو آسمان متفاوت تو در آسمان آبی و نیلگون و من در آسمان ابری و ماتم گرفته...

دو گل رزیم... تویی که در دشت گلها هستی ومنی که در شوره زار بی انتهام...

دو دلداه دیونه... تویی که تنها رفتی بی من...

و منی که در غصه رفتن تو هستم...

من عاشقی غریب و افسرده در زندگی...

و تو معشوقی با عشقی تحمیلی و تازه در زندگی...

دو تا دیونه هم، و خلاصه یک الهه ی عشق و یک عابد دیوانه ی پرستش الهه ی عشق.

 

نویسنده : وحیــــــℒℴνℯــد | تاریخ : دوشنبه 24 فروردين 1394 | بازدید ها : 222 بار